جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

68

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

سطور آن ، نشانه‌هاى حق ، نمودار است . و اگر كسانى باشند كه مىخواهند معماى انسان - جامعه را كشف كنند ، بايد اين كتاب را مدرك تحقيق خود قرار دهند . من ديرزمانى است كه دربارهء نظريه‌هايى كه دربارهء انسان و جامعه وجود دارد ، مطالعه مىكنم و فكر نمىكنم كه در عصور قديم و جديد ، نظريه معروفى در اين زمينه ، ابراز شده باشد كه من از آن آگاهى نيافته باشم . تنها نتيجه‌اى كه از اين ديدگاه‌ها و انديشه‌ها ، به‌دست آورده‌ام ، اين است كه فكر خود را در راه رسيدن به مطالبى كه در اين كتاب پيرامون انسان كامل ، علىبن ابيطالب ، در يك جامعه ايده‌آل نوشته شده است ، آماده كرده‌ام . البته اين كتاب پرسروصدا در محافل علمى و فرهنگى ايران مورد توجه واقع شده و واكنش‌هاى تندى هم برانگيخته است . و همچون موضوع خود ، گروهى به ديده دوستانه غلوآميز و برخى به ديده كينه و گاهى دشمنانه ، به آن مىنگرند ، ولى روشن است كه هر انسان برجسته و هر اثر بزرگ فكرى ، بايد چنين باشد . البته بايد گفت : موضوعى كه موجب گفتگوها و مناقشات تند شده است ، تعبيراتى از قبيل « سوسياليسم » و « جامعه ، از همه و براى همه به‌طور يكسان » و امثال آن‌هاست . گروهى ، اين تعبيرات را با همان مفهومى ارزيابى مىكنند كه امروز در مكتب‌هاى اجتماعى ، مصطلح است و آزادى فردى را لغو مىكند . گروه بىشمارى هم عقيده دارند كه اينها با آزادى فردى ، در تضاد نيست ، گو اينكه اصل « جامعه » است . و گروه ديگرى هم براين باورند كه مقصود يك مفهوم منفى است و اين همان چيزى است كه امروز به‌نام « آزادى مطلق » و